پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹

در صومعه نگنجد رند شرابخانه

ساقی، بده مغی را، درد می مغانه

ره ده قلندری را، در بزم دردنوشان

بنما مقامری را، راه قمارخانه

تا بشکند چو توبه، هر بت که می‌پرستید

تا جان نهد چو جرعه، شکرانه در میانه

بیرون شود، چو عنقا، از خانه سوی صحرا

پرواز گیرد از خود، بگذارد آشیانه

فارغ شود ز هستی وز خویشتن پرستی

بر هم زند ز مستی نیک و بد زمانه

در خلوتی چنین خوش چه خوش بود صبوحی!

با محرمی موافق، با همدمی یگانه

آورده روی در روی با شاهدی شکر لب

در کف می صبوحی، در سر می شبانه

ساقی شراب داده هر لحظه از دگر جام

مطرب سرود گفته هر دم دگر ترانه

باده حدیث جانان، باقی همه حکایت

نغمه خروش مستان دیگر همه فسانه

نظاره روی ساقی، نظارگی عراقی

خم خانه عشق باقی، باقی همه بهانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمای
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.