پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰

ترک من، ای من غلام روی تو

جمله ترکان جهان هندوی تو

لعل تو شیرین‌تر از آب حیات

زان بگو خوشتر چه باشد؟ روی تو

خرم آن عاشق، که بیند آشکار

بامدادان طلعت نیکوی تو

فرخ آن بی‌دل، که یابد هر سحر

از گل گلزار عالم بوی تو

حیف نبود ما چنین تشنه جگر؟

و آب حیوان رایگان در جوی تو

دل گرفتار کمند زلف تو

جان شکار غمزهٔ جادوی تو

غمزهٔ خونخوار تو کرد آنچه کرد

تا چه خواهد کرد با ما خوی تو؟

من چو سر در پای تو انداختم

بر سر آیم عاقبت چون موی تو

چون دل من در سر زلف تو شد

هم شود گه گاه همزانوی تو

هم ببیند جان جمال تو عیان

چون نهان شد در خم گیسوی تو

هم زمان جایی دگر سازی مقام

تا نیابد کس نشان و بوی تو

هر نفس جایی دگر پی گم کنی

تا عراقی ره نیابد سوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲ساقی، قدحی می مغان کو؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵ای راحت روح هر شکسته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانه
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.