پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴

ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته

عالمی در شور و شوری در جهان انداخته

عشق رویت رستخیزی از زمین انگیخته

آرزویت غلغلی در آسمان انداخته

چشم بد از تاب رویت آتشی افروخته

چون سپندی جان مشتاقان در آن انداخته

روی بنموده جمالت، باز پنهان کرده رخ

در دل بیچارگان شور و فغان انداخته

دیدن رویت، که دیرینه تمنای دل است

آرزویی در دل این ناتوان انداخته

چند باشد بی‌دلی در آرزوی روی تو؟

بر سر کوی تو سر بر آستان انداخته

بی‌تو عمرم شد، دریغا! و چه حاصل از دریغ؟

چون نیاید باز تیر از کمان انداخته

مانده‌ام در چاه هجران، پای در دنبال مار

دست در کام نهنگ جان ستان انداخته

هیچ بینم باز در حلق عراقی ناگهان

جذبه‌های دلربایی ریسمان انداخته؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانه
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.