پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو

سرمهٔ چشم خسروان خاک در سرای تو

مرهم جان خستگان لعل حیات بخش تو

دام دل شکستگان طرهٔ دلربای تو

در سر زلف و خال تو رفت دل همه جهان

کیست که نیست در جهان عاشق و مبتلای تو؟

دست تهی به درگهت آمده‌ام امیدوار

لطف کن ار چه نیستم در خور مرحبای تو

آینهٔ دل مرا روشنیی ده از نظر

بو که ببینم اندر او طلعت دلگشای تو

جام جهان نمای من روی طرب فزای توست

گرچه حقیقت من است جام جهان نمای تو

آرزوی من از جهان دیدن روی توست و بس

رو بنما، که سوختم از آرزوی لقای تو

کام دلم ز لب بده، وعدهٔ بیشتر مده

زان که وفا نمی‌کند عمر من و وفای تو

نیست عجب اگر شود زنده عراقی از لبت

کاب حیات می‌چکد از لب جان فزای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹ای همه میل دل من سوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰ترک من، ای من غلام روی تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱آن مونس غمگسار جان کو؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲ساقی، قدحی می مغان کو؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵ای راحت روح هر شکسته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.