پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱

ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟

ز غصه می‌بمیرم، با که گویم؟

ز هجر یار گریانم، ندانم

که دامان که گیرم؟ با که گویم؟

ز جورش در فغانم، چند نالم؟

گذشت از حد نفیرم، با که گویم؟

مرا از خود جدا دارد نگاری

که نیست از وی گزیرم، با که گویم؟

به بوی وصل او عمرم به سر شد

فراقش کرد پیرم، با که گویم؟

شب و روز آتش سودای عشقش

همی سوزد ضمیرم، با که گویم؟

مرا خلقان توانگر می‌شمارند

من مسکین فقیرم، با که گویم؟

چنان سوزد مرا تاب غم او

که گویی در سعیرم، با که گویم؟

هر آن غم، کز فراقش بر من آید

به دیده می‌پذیرم، با که گویم؟

به فریادم شب و روز از عراقی

به دست او اسیرم، با که گویم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰در کف جور تو افتادم، تو دان
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.