پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم

نیم چون خوشدل و خرم بگرییم

دمی بر جان پر حسرت بموییم

زمانی بر دل پر غم بگرییم

گهی از درد بی‌درمان بنالیم

گهی از زخم بی‌مرهم بگرییم

دل ما مرد، بر تن خوش بموییم

چو عیسی رفت، بر مریم بگرییم

چو کار از دست رفت، این گریهٔ ما

ندارد هیچ سودی، هم بگرییم

خوشا آن دم که با ما یار خوش بود

کنون در حسرت آن دم بگرییم

نشد جان محرم اسرار جانان

بر آن محروم نامحرم بگرییم

تن بیمار ما درهم شد از غم

بر آن بیچارهٔ درهم بگرییم

ز عمر ما دوسه دم ماند باقی

بیا، کین یک دو دم بر هم بگرییم

عراقی را کنون ماتم بداریم

بر آن مسکین درین ماتم بگرییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰در کف جور تو افتادم، تو دان
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشان
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.