پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟

هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم

دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم

جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم

روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینند

چه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟

ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایم

از فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟

خورد زنگار غمت آینهٔ دل به فسوس

نیست ممکن که جمال تو در آنجا بینیم

گم شد آخر دل ما، بر در تو آمده‌ایم

تا بود کان دل گم‌کردهٔ خود وابینیم

گر بیابیم دلی، بر سر کویت یابیم

ور ببینیم رخی، در دل بینا بینیم

روی بنمای، که امروز ندیدیم رخت

ای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!

روی زیبای تو، ای دوست، به کام دل خویش

تا عراقی بنمیرد نه همانا بینیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.