پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹

خیز، تا قصد کوی یار کنیم

گذری بر در نگار کنیم

روی در خاک کوی او مالیم

وز غمش ناله‌های زار کنیم

به زبانی، که بیدلان گویند

رمزکی چند آشکار کنیم

هجر او را، که جان ما خون کرد

به کف وصل در سپار کنیم

حاش لله کزو کنیم گله!

گله از بخت و روزگار کنیم

ما، اگر بر مراد او سازیم

ترک تدبیر و اختیار کنیم

زود پا در بساط وصل نهیم

دست با دوست در کنار کنیم

چون لب یار شکرافشان شد

ما به شکرانه جان نثار کنیم

عشق رویش چو پرده برگیرد

گر نمیریم پس چه کار کنیم

از عراقی چو رو بگردانیم

روی در روی غمگسار کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.