پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷

ناخورده شراب می‌خروشیم

خود تا چه کنیم؟ اگر بنوشیم

آنگاه شنو خروش مستان

این لحظه هنوز ما خموشیم

کو تابش می که پخته گردیم؟

از خامی خویش چند جوشیم؟

چون می نخرند زهد و تقوی

پس بیهده ما چه می‌فروشیم؟

از جام طرب‌فزای ساقی

یاران همه مست و ما به هوشیم

گر غمزهٔ مست او ببینیم

هیهات! که باز چون خروشیم؟

هر چند بدو رسید نتوان

لیکن چه کنیم؟ هم بکوشیم

شب خوش بودیم بی‌عراقی

امروز در آرزوی دوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.