پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

ناخورده شراب می‌خروشیم

بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم

از بی‌خبری خبر نداریم

پس بیهده ما چه می‌خروشیم؟

تا چند پزیم دیگ سودا؟

کز خامی خویشتن به جوشیم

دل مرده، برون کشیم خرقه

وز ماتم دل پلاس پوشیم

این زهد مزوری که ما راست

کس می نخرد، چه می‌فروشیم؟

با آنکه به ما نمی‌شود راست

این کار، ولیک هم بکوشیم

باشد که ز جام وصل جانان

یک جرعه به کام دل بنوشیم

شب خوش بودیم بی‌عراقی

امروز در آرزوی دوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.