پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴

گر ز شمعت چراغی افروزیم

خرمن خویش را بدان سوزیم

در غمت دود آن به عرش رسد

آتشی، کز درون برافروزیم

آفتاب جمال بر ما تاب

زانکه ما بی‌رخت سیه روزیم

تا ببینیم روی خوبت را

از دو عالم دو دیده بردوزیم

مایهٔ جان و دل براندازیم

به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟

همچو طفلان به مکتب حسنت

ابجد عشق را بیاموزیم

در غم عشق اگر رود سر ما

ای عراقی، برو، که بهروزیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.