پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

درخواب بسی آن پری آزارمرا کرد

بخت بد من آه که بیدار مرا کرد

گفتم که دلم هست بسی طالب دیدار

بنمود رخ وصورت دیوار مرا کرد

آسیمه سر ازچهره چون نار مرا ساخت

آشفته دل از طره طرار مرا کرد

دین و دل وهوش وخرد از دست مرا برد

از یک نگه آسوده زهر چار مرا کرد

گلقند از آن لعل شکر بار مرا داد

ز آن نرگس بیمار چو بیمار مرا کرد

این می ز کجا بودکه ساقی به یکی جام

برد از سر من مستی و هشیار مرا کرد

فرموده مگر خواجه قبولم به غلامی

کامروز همی جانب بازار مرا کرد

آزار مکن بر دلم ای ترک دل آزار

کز جان وجهان جور تو بیزار مرا کرد

الحمد چه اقبال بلندی است که دارم

منصور صفت عشق تو بردار مرا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶به فصل گل می گلگون به جام باید کرد
  2. شمارهٔ ۱۳۷جان و دل گفتند جانان قیمت یک بوس کرد
  3. شمارهٔ ۱۳۸آن پری دیوانه ام اول ز روی خویش کرد
  4. شمارهٔ ۱۳۹آشفتگی زلف تو آشفته ترم کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۰رخنه ها از مژه آن ترک در ایمانم کرد
  6. شمارهٔ ۱۴۱شیری است عشق کز بر او کس گذر نکرد
  7. شمارهٔ ۱۴۲در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکرد
  8. شمارهٔ ۱۴۳پرسیدم از منجم کی آفتاب گیرد
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.