پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

نه ماهی چورویت زخط هاله دارد

نه قندی چولعل تو بنگاله دارد

که از رنگ ورویت خبر داده اورا

که داغی ز عشقت به دل لاله دارد

نه همسایگان خواب دارند ونه من

دلم هر شب از غم ز بس ناله دارد

به ساقی بگو درددل را که درکف

دوای غم و درد صد ساله دارد

بلند است اقبال آن کس که دلبر

ز عشق خود اوچو من واله دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸هیچ مرغی در قفس چون منگرفتاری ندارد
  2. شمارهٔ ۱۲۹شب از خیال روی توخوابم نمی برد
  3. شمارهٔ ۱۳۰آنکه شد عاشق ومردازغم ودرد
  4. شمارهٔ ۱۳۱از غم تو بهدل ما گذرد
  5. شمارهٔ ۱۳۲دانی ای مه که ز هجرت چه به من می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۱۳۳ز روی ناز با من ترک من گاهی که بستیزد
  7. شمارهٔ ۱۳۴درخواب بسی آن پری آزارمرا کرد
  8. شمارهٔ ۱۳۵هجر یار از بس دل زار مرا پردرد کرد
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.