پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

نه مشک ختا بوی موی تو دارد

نه ماه سما حسن روی تودارد

نسیم سحر زنده ساز دلم را

از آن روکه بوئی ز موی تو دارد

ز شیرین زبانی بسی ناله چون نی

شکر هر دم از گفتگوی تو دارد

به دل هر که را آرزوئی است اما

دل من همین آرزوی تودارد

کجا ماه تابان ومهر درخشان

فروغی چوروی نکوی تو دارد

تو خورشید رو هر کجا رخ نمایی

چو حربا دلم رو به سوی تو دارد

کسی رابلند است اقبال چون من

که در روز وشب جا به کوی تو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶نه ماهی چورویت زخط هاله دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۷دلبر آن نیستکه رخسار چوماهی دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۸هیچ مرغی در قفس چون منگرفتاری ندارد
  4. شمارهٔ ۱۲۹شب از خیال روی توخوابم نمی برد
  5. شمارهٔ ۱۳۰آنکه شد عاشق ومردازغم ودرد
  6. شمارهٔ ۱۳۱از غم تو بهدل ما گذرد
  7. شمارهٔ ۱۳۲دانی ای مه که ز هجرت چه به من می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۱۳۳ز روی ناز با من ترک من گاهی که بستیزد
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.