پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱ در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲ بازم به دل نوید صفایی رسیده است
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳ جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴ عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵ واژگونی بسکه با وضعم قرین‌کردیده است
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶ هرکجا دستت برون از آستین‌گردیده است
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷ صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸ ای که دنیا و جلالش دیده‌ای خمیازه است
  9. غزل شمارهٔ ۶۰۹ تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله است
  10. غزل شمارهٔ ۶۱۰ چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است
  11. غزل شمارهٔ ۶۱۱ بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است
  12. غزل شمارهٔ ۶۱۲ دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه است
  13. غزل شمارهٔ ۶۱۳ در آن بساط‌که حسنت دچار آینه است
  14. غزل شمارهٔ ۶۱۴ زبس به خلوت حسن توبارآینه است
  15. غزل شمارهٔ ۶۱۵ ز نقش پای تو کابینه ‌دار آینه است
  16. غزل شمارهٔ ۶۱۶ قید الفت هستی وحشت‌آشیانی‌هاست
  17. غزل شمارهٔ ۶۱۷ باز درس خاشاکم سطر شعله‌خوانی‌هاست
  18. غزل شمارهٔ ۶۱۸ لاف ما و من یکسر دعوی خدایی‌هاست
  19. غزل شمارهٔ ۶۱۹ بیقراریهای چرخ از دست کجرفتاری است
  20. غزل شمارهٔ ۶۲۰ لوح‌هستی یک قلم از نقش قدرت عاری است
  21. غزل شمارهٔ ۶۲۱ صفای آب به یاد غبار راه‌ کسی است
  22. غزل شمارهٔ ۶۲۲ به‌گلزاری‌که حسنت بی‌نقابست
  23. غزل شمارهٔ ۶۲۳ در سایه‌ای‌ابرو نگهت مست و خرابست
  24. غزل شمارهٔ ۶۲۴ مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بست
  25. غزل شمارهٔ ۶۲۵ نفس را الفت دل پیچ و تابست
  26. غزل شمارهٔ ۶۲۶ هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست
  27. غزل شمارهٔ ۶۲۷ هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
  28. غزل شمارهٔ ۶۲۸ برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بست
  29. غزل شمارهٔ ۶۲۹ نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
  30. غزل شمارهٔ ۶۳۰ همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
  31. غزل شمارهٔ ۶۳۱ کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست
  32. غزل شمارهٔ ۶۳۲ نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست
  33. غزل شمارهٔ ۶۳۳ مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادست
  34. غزل شمارهٔ ۶۳۴ گذاز امن درین انجمن کم افتادست
  35. غزل شمارهٔ ۶۳۵ فسون وهم چه مقدار رهزن افتادست
  36. غزل شمارهٔ ۶۳۶ بی‌محابا بر من مجنون میفشان پشت دست
  37. غزل شمارهٔ ۶۳۷ خم مکن در عرض حاجت تا توانی پشت دست
  38. غزل شمارهٔ ۶۳۸ دل ز اوهام غبارآلودست
  39. غزل شمارهٔ ۶۳۹ اجابتی ندمید از دعای‌کس به دو دست
  40. غزل شمارهٔ ۶۴۰ دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
  41. غزل شمارهٔ ۶۴۱ سرکشیها به مرگ راهبرست
  42. غزل شمارهٔ ۶۴۲ عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرست
  43. غزل شمارهٔ ۶۴۳ نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
  44. غزل شمارهٔ ۶۴۴ زندگی نقد هزار آزارست
  45. غزل شمارهٔ ۶۴۵ هوس دل را شکست اعتبارست
  46. غزل شمارهٔ ۶۴۶ توان به صبر نمودن دل شکسته درست
  47. غزل شمارهٔ ۶۴۷ قابل نخل ما بر دگرست
  48. غزل شمارهٔ ۶۴۸ دل از بهار خیال توگلشن رازست
  49. غزل شمارهٔ ۶۴۹ تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست
  50. غزل شمارهٔ ۶۵۰ دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست
  51. غزل شمارهٔ ۶۵۱ تا به‌کی خواهی زلاف بخت بر سرها نشست
  52. غزل شمارهٔ ۶۵۲ تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
  53. غزل شمارهٔ ۶۵۳ عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
  54. غزل شمارهٔ ۶۵۴ جوش حرص از یأس من آخر ز تاب‌وتب نشست
  55. غزل شمارهٔ ۶۵۵ تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
  56. غزل شمارهٔ ۶۵۶ در تماشایی‌که باید صد مژه بالا شکست
  57. غزل شمارهٔ ۶۵۷ بی‌تو در هرجا دل صبر آزما خواهد شکست
  58. غزل شمارهٔ ۶۵۸ چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست
  59. غزل شمارهٔ ۶۵۹ در چمن‌گر طرف دامانت صبا خواهد شکست
  60. غزل شمارهٔ ۶۶۰ ناتوانی ‌گر چنین اعضای ما خواهد شکست

متن اشعار به نقل از گنجور.