پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰

دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست

از حضور آفتاب آیینهٔ ما آتشست

پیکر ما همچو شمع ازگریهٔ شادی‌گداخت

اشک‌هرجا بنگری آب‌است‌، اینجا آتشست

تا نفس‌باقی‌ست عمر از پیچ‌وتاب آسوده نیست

می‌تپد برخویشتن تا خار و خس‌با آتشست

گرمی هنگامهٔ آفاق موقوف تب است

روز اگر خورشید باشد شمع شبها آتشست

عشق می‌آید برون گر واشکافی سینه‌ام

چون طلسم سنگ نام این معما آتشست

بی‌ادب‌از سوز اشک‌عاجزان‌نتوان گذشت

آبله در پا اگر بشکست صحرا آتشست

شمع تصویریم‌، از سوز وگداز ما مپرس

پرتوی از رنگ تا باقی‌ست‌، با ما آتشست

غرق وحدت باش اگر آسوده خواهی زیستن

ماهیان را هرچه باشد غیر دریا آتشست

جز به‌گمنامی سراغ امن نتوان یافتن

ورنه ازپرواز ما تا بال عنقا آتشست

نیست بیدل بی‌قراریهای آهم بی‌سبب

کز دل‌گرمم نفس را درته پا آتشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۲تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۴جوش حرص از یأس من آخر ز تاب‌وتب نشست
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۵تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶در تماشایی‌که باید صد مژه بالا شکست
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۷بی‌تو در هرجا دل صبر آزما خواهد شکست
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۸چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکست
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۹در چمن‌گر طرف دامانت صبا خواهد شکست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.