پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷

صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است

اینقدر توفان ‌که می‌بینی نفس بالیده است

هیچ آهنگی برون‌تاز بساط چرخ نیست

ناله‌های این جرس هم در جرس بالیده است

پرتو عشق است تشریف غرور ما و من

شعله ‌پوش افتاد هر جا خار و خس‌ بالیده است

از سیهکاری‌ست اوهام عقوبتهای خلق

تا سیاهی ‌کرده شب بیم عسس بالیده است

چون نفس عاجز نوای درد نومیدی نی‌ام

ناله‌ای دارم که تا فریادرس بالیده است

دستگاهی داری ای منعم ز افسردن برآ

پر فشانی مفت حسرت ها قفس بالیده است

نقش وهم و ظن تو هم چندان ‌که خواهی وانما

عالمی آیینه دارد دل ز بس بالیده است

با کدامین ذره خو!هی توأم پرواز بود

چون تو اینجا حسرت بسیار کس بالیده است

یأس مطلب نیست بیدل مانع ابرام خلق

آرزو در سایهٔ بال مگس بالیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله است
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه است
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳در آن بساط‌که حسنت دچار آینه است
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴زبس به خلوت حسن توبارآینه است
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵ز نقش پای تو کابینه ‌دار آینه است
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۶قید الفت هستی وحشت‌آشیانی‌هاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.