پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰

لوح‌هستی یک قلم از نقش قدرت عاری است

آمد ورفت نفس مشق خط بیکاری است

از ره غفلت‌، عدم را، هستی اندیشیده‌ایم

شبهه تقریریم و استفهام ما انکار‌ی است

ذره‌ایم اما به جشم خود گران !فتاده‌ایم

اندکی هم‌چون به عرض آمد همان بسیاری است

بسمل ناز،‌که‌ام یارب‌که از توفان شوق

هر سر مویم چو مژگان مایهٔ خونباری است

دیده کو تا بنگرد کامروز سروناز من

همچو عمر عاشقان‌سرگرم‌خوش‌رفتاری است

از خمار ناتوانیها چسان آید برون

سایهٔ مژگان نگاهش را شب بیماری است

هرکه را حسرت‌، شهید تیغ بیدادش کند

هر دو عالم عرض یک آغوش زخم کاری است

با همه وارستگی سودا تغافل‌پیشه نیست

موی مجنون در تلافیهای بی‌دستاری است

عقدهٔ اشکی اگر باقیست دل خون می‌خورد

تا بود یک غنچه این باغ از شکفتن عاری است

عالمی با فتنه می‌جوشد ز مرگ اغنیا

خواب این ظالم‌سرشتان بدتر از بیداری است

گردن تسلیم مشتاقان ز مو باریکتر

بر سر ما همچو آب‌، احکام تیغت جاری است

از من بیدل قناعت‌کن به فریاد حزین

همچو تار ساز نقد ناتوانان زاری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲به‌گلزاری‌که حسنت بی‌نقابست
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳در سایه‌ای‌ابرو نگهت مست و خرابست
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بست
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵نفس را الفت دل پیچ و تابست
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بست
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.