پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱

صفای آب به یاد غبار راه‌ کسی است

حباب دیدهٔ قربانی نگا‌ه کسی است

کنون سفیدی چشم‌ گهر یقینم شد

کز انتظارکف بحر دستگاه کسی است

بهار ناز ز جیب نیاز می‌بالد

شکست موج همان سایهٔ‌ کلا‌ه کسی است

زهی محیط ترحم‌ که موج گفتارش

گهی نوید عطا، گاه عذرخواه ‌کسی است

به این نشاط‌ که جوشید موج و آب به هم

ز فیض مقدم خان طرب پناه‌ کسی است

به روی آب نوشته‌ست کلک رأفت او

درین قلمرو اگر نامه ی سیاه کسی است

به نور طلعت او چشم بیدلان روشن

که را توهّم مهر کسی و ماه‌ کسی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳در سایه‌ای‌ابرو نگهت مست و خرابست
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بست
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۵نفس را الفت دل پیچ و تابست
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۶هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بست
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۰همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.