پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۵

نفس را الفت دل پیچ و تابست

گره در رشتهٔ موج از حبابست

درین محفل ز قحط نشئهٔ درد

اثر لب تشنهٔ اشک کبا‌بست

درنگ از فرصت هستی مجویید

متاع برق در رهن شتابست

صفا آیینهٔ زنگار دارد

فلک دود چراغ آفتابست

به روی خویش اگر چشمی‌ کنی باز

زمین تا آسمانت فتح بابست‌

دلی داریم نذر مه جبینان

دیار حسن را آیینه بابست

ز چشم سرمه آلودش مپرسید

زبان اینجا چو مژگان بی‌جوابست

هزار آیینه در پرداز زلفش

ز جوهر شانهٔ مژگان در آبست

تماشای چمن بی نشئه ای نیست

زگل تا سبزه یک موج شرابست

نمی‌‌دانم جمال مد‌عا چیست

ز هستی تا عدم عرض نقابست

کم آب است آنقدر دریای هستی

کزو تا دست می‌شویی سرابست

بیابان طلب بحری است بیدل

که آنجا آبله جوش حبابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بست
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۰همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادست
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴گذاز امن درین انجمن کم افتادست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.