پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۶

توان به صبر نمودن دل شکسته درست

که هیچ نقش نگشته‌ست نانشسته درست

کسی به الفت ساز نفس چه دل بندد

گره نمی‌کند این رشتهٔ‌گسسته درست

چو اشک شمع زیانکار محفل رنگیم

شکست‌ما نشودجز به‌چشم بسته‌درست

به چارهٔ دل مأیوس ما که پردازد

مگرگدازکند شیشهٔ شکسته درست

روا مدارکه مستان شکست بردارند

مبر به میکده غیراز سبوی دسته درست

دگر تظلم الفت‌کجا برد یارب

دل شکسته کزو ناله هم نجسته درست

تلاش عجز به جایی نمی‌رسد بیدل

مگر چوشمع‌کنی‌کار خود نشسته درست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۸دل از بهار خیال توگلشن رازست
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۹تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۰دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۱تا به‌کی خواهی زلاف بخت بر سرها نشست
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۲تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشست
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۳عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشست
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴جوش حرص از یأس من آخر ز تاب‌وتب نشست
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۵تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.