پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸

دل ز اوهام غبارآلودست

‌زنگ آیینهٔ آتش‌، دودست

عمرها شدکه چو موج‌گهرم

بال پرواز قفس فرسودست

طرف عجز غرور ست ابنجا

سجده‌ها آینهٔ مسجودست

معنی شهرت عنقا دریاب

شور معدومی ما موجودست

گر شوی محرم انجام طلب

نقش پا آینهٔ مقصودست

غنچه‌ گل ‌کن ‌که درین عبرتگاه

خنده را چاک‌ گریبان سودست

بر دل کس نخوری از دم سرد

وعظ بی‌جا همه‌جا مردودست

زخم دل ضبط نفس می‌خواهد

غنچه را بستن لب بهبودست

تشنه مردند، شهدان وفا

آب شمشیر تو خون‌آلودست

بیدل از هستی موهوم مپرس

ساز بنیاد نفس نابودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱سرکشیها به مرگ راهبرست
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرست
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۴زندگی نقد هزار آزارست
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵هوس دل را شکست اعتبارست
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶توان به صبر نمودن دل شکسته درست
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷قابل نخل ما بر دگرست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.