فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ آن را که درین حبسِ فنا باید مُرد
- شمارهٔ ۶۲ در عشق چو شمع با خطر نتوان زیست
- شمارهٔ ۶۳ چون گل به دل افروخته میباید بود
- شمارهٔ ۶۴ در عشق چو شمع سوز باید آورد
- شمارهٔ ۶۵ چون تن زده سر به راه میباید داشت
- شمارهٔ ۶۶ در شمع نگر فتاده در سوز و گداز
- شمارهٔ ۶۷ شمعی که ز درد او کسی باز نگفت
- شمارهٔ ۶۸ از دل غم دلفروز میباید دید
- شمارهٔ ۶۹ بس شب که چو شمع با سحر باید بُرد
- شمارهٔ ۷۰ شمعی که ز سوز خویش بر خود بگریست
- شمارهٔ ۷۱ گفتم: شمعا! چند گدازی مگداز
- شمارهٔ ۷۲ گفتم:شمعا! چون همه شب در کاری
- شمارهٔ ۷۳ ای شمع سرافراز چه پنداشتهای
- شمارهٔ ۷۴ ای شمع! فروختی و لاف آوردی
- شمارهٔ ۷۵ چون شمع دمی نبود خشنود از خویش
- شمارهٔ ۷۶ میپرسیدم دوش ز شمع آهسته
- شمارهٔ ۷۷ شمع از در جمع چون درآمد حالی
- شمارهٔ ۷۸ آتش همه با شمع جفا خواهد کرد
- شمارهٔ ۷۹ از روغنِ شمع بوی خون میآید
- شمارهٔ ۸۰ ای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهی
- شمارهٔ ۸۱ ای شمع! برو که سوختن حدّ من است
- شمارهٔ ۸۲ ای شمع! تُرا ز سوز محروم کنند
- شمارهٔ ۸۳ ای شمع! تویی علی الیقین دشمنِ تو
- شمارهٔ ۸۴ ای شمع! چو از آتش افسر کردی
- شمارهٔ ۸۵ ای شمع! اگرچه مجلس افروختهای
- شمارهٔ ۸۶ ای شمع! چو تو هیچ کس آشفته ندید
- شمارهٔ ۸۷ ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست
- شمارهٔ ۸۸ از آه دلم کام و زبان میسوزد
- شمارهٔ ۸۹ ای شمع! بلا در تو اثر خواهد کرد
- شمارهٔ ۹۰ در شمع نگاه کن که جان میسوزد
- شمارهٔ ۹۱ شمع است که همچو سرکشی میخندد
- شمارهٔ ۹۲ شمعی که به یک دو شب فرو میگذرد
- شمارهٔ ۹۳ ای آتش شمع سوز ناساز مشو
- شمارهٔ ۹۴ ای شمع! دمی از دل مضطر میزن
- شمارهٔ ۹۵ در عشقِ تو عقل و سمع میباید باخت
- شمارهٔ ۹۶ ماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماست
- شمارهٔ ۹۷ روی تو که عقل ازو خجل میآید
- شمارهٔ ۹۸ چون شمع ز سوختن دمی دم نزنم
- شمارهٔ ۹۹ تا از سر زلفت خبرم میماند
- شمارهٔ ۱۰۰ من شمع توام که گر بسوزم صد بار
- شمارهٔ ۱۰۱ بر بوی وصال میدویدم همه سال
- شمارهٔ ۱۰۲ پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند
- شمارهٔ ۱۰۳ در اشک خود از فرقت آن یار که بود
- شمارهٔ ۱۰۴ گفتم:جانا! عهد و قرارت این است
- شمارهٔ ۱۰۵ دل بی غم دلفروز نتوان آورد
- شمارهٔ ۱۰۶ دی میگفتم دستِ من و دامنِ او
- شمارهٔ ۱۰۷ امروز منم فتاده زان دلکش باز
- شمارهٔ ۱۰۸ چون نیست امید غمگسارم نفسی
- شمارهٔ ۱۰۹ ای شمع! کسی که چون تو آغشته بود
- شمارهٔ ۱۱۰ ای شمعِ جهان فروز! در هر نفسی
- شمارهٔ ۱۱۱ ای آتشِ شمع بر تنِ لاغرِ او
- شمارهٔ ۱۱۲ چون شمع یک آغشتهٔ تنها بنمای
متن اشعار به نقل از گنجور.