پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۰

چنان بطره لیلای خویش مفتونم

که در فنون جنون اوستاد مجنونم

زپرده های دورن ای مژه چه میجوئی

که غنچه وش نبود غیر قطره خونم

بیار زآن می گلرنگ ساقی مجلس

که کام تلخ بود عمرها زافیونم

چه احتیاج باین نه سرادق نیلی

که خیمه هاست بسی بر فراز گردونم

مرا که یار بکامست و می بجام امشب

چه شکرها که بگویم ز بخت میگونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۲ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم
  2. شمارهٔ ۸۳۳بوستان باغ بهشتست و عیان می بینم
  3. شمارهٔ ۸۳۴زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  4. شمارهٔ ۸۳۵بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  5. شمارهٔ ۸۳۶ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۳۷ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۳۸زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  8. شمارهٔ ۸۳۹در گلستان محبت گل داغی دارم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.