پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۶

ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم

آغاز این بود که در انجام داده‌ایم

هرسوی کش کشان کشدم موی دلبران

دامن به دست این هوس خام داده‌ایم

گفتی پیام می‌رسدت جان نثار کن

ما سر به حکم و گوش به پیغام داده‌ایم

مرغان به بوی دانه به دام اندر اوفتند

تا دل به دانه تو پی دام داده‌ایم

چندان که منع خدمت خاصان همی‌کنند

کی دل به این عوام کالانعام داده‌ایم

ننگست پیش ناصح اگر نام عاشقی

ما تن به ننگ عشق پی نام داده‌ایم

همچو کبوتران به هوای حریم دوست

خاطر به طوف هر در و هر بام داده‌ایم

تا پای‌بست سلسله عشق گشته‌ایم

نه خود به دست کفر و نه اسلام داده‌ایم

ما محرمان کعبه دلدار و دین و دل

این‌ها برای بستن احرام داده‌ایم

حاشا که ما نهیم ز کف جام باده را

از کف برای مصلحت عام داده‌ایم

چاوش‌وش به طوف خرابات عشق دوست

آشفته ما به عالمی اعلام داده‌ایم

کوی مغان بهشت جهان مضجع علی

کز حب او به جان و دل آرام داده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۸زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  2. شمارهٔ ۸۳۹در گلستان محبت گل داغی دارم
  3. شمارهٔ ۸۴۰بیا تا آفتاب می به ماه ساغر اندازیم
  4. شمارهٔ ۸۴۱روزگاریست بمیخانه گذاری دارم
  5. شمارهٔ ۸۴۲عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَله‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۴۳همتی ای می‌فروشان تشنه‌کامم تشنه‌کام
  7. شمارهٔ ۸۴۴به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشم
  8. شمارهٔ ۸۴۵ما گدایان درِ میخانه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.