پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم

کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم

عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه

معجزه دیگر نمک از قندی ریزی دم به دم

دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحری

سحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم

زلف تو مجنون و سرگردان بگرد عارضت

چشم تو لیلا و مژگان گرد او همچون حشم

سوره و الشمس و واللیلی بقرآن خوانده ای

بر رخ و زلف تو ایزد میخورد آنجا قسم

ماه تامت خواندم این تشبیه ناقص بوده است

نور تو هر روزه بیش وضوی او هر لحظه کم

عاشق افروخته رخسار و خندان کس ندید

خشک لب بایست عاشق چهره کاهی دیده ام

آفتاب حشر اگر تابد برون از اعتدال

سایه زلفت مبادا از سر آشفته کم

داور دنیا و دینی ساقی حوض رسول

راست کردی دین احمد را تو از آن تیغ خم

هم عرب را میری و هم ترک دیلم را ظهیر

رحمتی ای پادشه بر این ثناخوان عجم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۴زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
  2. شمارهٔ ۸۳۵بغیر دست دل خود که بود بر دستم
  3. شمارهٔ ۸۳۶ما دین و دل چو جم به کف جام داده‌ایم
  4. شمارهٔ ۸۳۷ما ز سودای گل و از بوستان آسوده‌ایم
  5. شمارهٔ ۸۳۸زآن دهانم داد دشنامی که من می‌خواستم
  6. شمارهٔ ۸۳۹در گلستان محبت گل داغی دارم
  7. شمارهٔ ۸۴۰بیا تا آفتاب می به ماه ساغر اندازیم
  8. شمارهٔ ۸۴۱روزگاریست بمیخانه گذاری دارم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.