پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۶

ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش

خواب می‌آرد فسون غمزه‌ات بیدار باش

عقل بر دین می‌کند ترغیب و عشق او به کفر

کفر عشق اسلام دان و ز عقل و دین بیزار باش

لعل او دارد مسیحایی نهان در زیر لب

ای دل من مرده وای چشم او بیمار باش ‏

لعل قد او ببین سنگست لعل سرو چوب

بنده لعل سخنگو سرو خوش‌رفتار باش

چند ای موسی سینا روی با جد و جهد

گو بیا در طور عشق و طالب دیدار باش

من که در بیت‌الحزن یعقوب‌وَش افتاده‌ام

صدهزاران یوسفم گو بر سر بازار باش

خواهشی آشفته چو گل گر بشکفتی در باغ خلد

در گلستان ولای مرتضی گو خار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  2. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  3. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
  4. شمارهٔ ۶۱۱بر عشق صبر می‌کنم و بر جراحتش
  5. شمارهٔ ۶۱۲گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش
  6. شمارهٔ ۶۱۳چشم مهجور کی بود خوابش
  7. شمارهٔ ۶۱۴زلفین تو تا مروحه دارند بر آتش
  8. شمارهٔ ۶۱۵عام است پیر میکده ما کرامتش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.