پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

هر کرا بار میدهد یارش

دامن وصل گونگه دارش

تلخ شد کام کوهکن شیرین

زنده کن زآن لب شکربارش

سرو پابست او شود چو تزرو

در چمن بنگرد چو رفتارش

دل چو مستسقی و لب تو فرات

تشنه ام بوسم از دو صد بارش

میبرد نام غیر را بنگر

لب شیرین تلخ گفتارش

بود یک گونه اش کم از دگری

خال مشکین فزود مقدارش

یوسف آمد بمصر چهره مپوش

بشکنی تا که نرخ بازارش

قدر مقدار یار زآن بیش است

که بود جا بکوی اغیارش

دل آشفته وقف طره تست

گر کنی شاد یا که آزارش

لیک گاهی دلش بدست آور

که بود با علی سر و کارش

آن شه عرش آشیان که بود

عرش سایه نشین دیوارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
  2. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  3. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  4. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
  5. شمارهٔ ۶۱۱بر عشق صبر می‌کنم و بر جراحتش
  6. شمارهٔ ۶۱۲گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش
  7. شمارهٔ ۶۱۳چشم مهجور کی بود خوابش
  8. شمارهٔ ۶۱۴زلفین تو تا مروحه دارند بر آتش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.