پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۴

این چه بلبل که چو گوش کند آوازش

غنچه طوطی صفت آید زپی پروازش

نقش او بسته صورتگر و بازش نکشد

با نیاز آمده ام تا کشم از جان بازش

عکس ساقی بدرون داشت نهان باده ناب

وه که ای جام بلورین کند افشا رازش

بگدائی در میکده سازد درویش

که سلاطین دو عالم بکنند اعزازش

زخمه بر پرده عشاق زن ایمطرب عشق

که زآهنگ دگر شور گرفته سازش

دل سودازده آن مرغ که پرواز گرفت

نه چنان رفته که بینند دگر ره بازش

یوسف مصری اگر بندگی عشق نکرد

که نودی بعزیزی زجهان ممتازش

دل آشفته ززلفت گذرد چون بپرد

صعوه ای را که گرفتست بچنگل بازش

تا کی این سبحه و آن دفتر آلوده بزرق

سعی کن در قدم پیر مغان اندازش

پیر میخانه وحدت علی آن مخزن عشق

که بجز عقل نخستین نبود انبازش

ای خوشا طوس و خوش آن روضه جنت تمثال

وقت آنست که آنجا بری ای شیرازش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
  2. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
  3. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  4. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  5. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
  6. شمارهٔ ۶۱۱بر عشق صبر می‌کنم و بر جراحتش
  7. شمارهٔ ۶۱۲گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش
  8. شمارهٔ ۶۱۳چشم مهجور کی بود خوابش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.