پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

هر کرا خواندی از نکویانش

لاجرم نیست عهد و پیمانش

هر که سرو و گلش در ایوانست

نرود دل بسوی بستانش

چشم هر کاو بر آن دو ابرو دوخت

گو بکن سینه وقف پیکانش

مور بگرفت خاتم لعلش

آن که بد حشمت سلیمانش

معجز عیسویش در لب نوش

دست موسی است در گریبانش

حلقه زد زلف تا که بر رویت

عقل پنداشت چشم حیرانش

من و ساقی حوروش در باغ

زاهد و خلد و حور و غلمانش

کی مرا ره دهد به چاه ذقن

آنکه یوسف بود به زندانش

در دل آشفته را بسی گره است

از خم طره پریشانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵هر کرا بار میدهد یارش
  2. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
  3. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
  4. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  5. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  6. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
  7. شمارهٔ ۶۱۱بر عشق صبر می‌کنم و بر جراحتش
  8. شمارهٔ ۶۱۲گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.