پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

چمن امروز شده از اثر باران خوش

مژده ساقی که بود وقت بمیخواران خوش

گفت رندی که بود دل حرم خاص خدا

کعبه نزدیک شده وقت طلبکاران خوش

زی زلفین تو چشمان ببرند آسان دل

در شب تار بود حالت طراران خوش

سرو زآزادگی خویش ندیده ثمری

بنده شوبنده که شد حال گرفتاران خوش

از شمیم سر زلف تو معطر شده مشک

گر شد از مشک ختن طبله عطاران خوش

ما به تو سرخوش و چشمان تو مستند از می

مست را نیست بجز صحبت خماران خوش

عجبی نیست که دل در خم زلفت نالد

زآنکه در شب نبود حالت بیماران خوش

شمع زد شعله بفانوس بیا پروانه

رفت مانع زمیان روز هواداران خوش

شرح کن قصه از آن زلف دو تا آشفته

تا از این قصه نمایی تو شب یاران خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴این چه بلبل که چو گوش کند آوازش
  2. شمارهٔ ۶۰۵هر کرا بار میدهد یارش
  3. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
  4. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
  5. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  6. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  7. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
  8. شمارهٔ ۶۱۱بر عشق صبر می‌کنم و بر جراحتش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.