پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش

خون دو عالم ار خورد من نکنم ملامتش

جلوه بباغ اگر کند تازه نهال قامتش

سرو سهی زجا رود با همه استقامتش

قصد هلاک و ترک سر سینه چاک و چشم تر

گفتمت این بود پسر عاشقی و علامتش

غمزه که خورد خون دل چون دهیش جواب اگر

لعل لبت ببوسه ای می ندهد غرامتش

بار خدای رحم کن بر دل پرگناه من

کامده عذرخواهِ او ، اشک بر این ندامتش

با دو جهان گنه مرا دل شده قائم از وفا

کار چو با علی بود در سفر قیامتش

شاید اگر بخواندم بر در میکده شبی

پیر مغان که عام شد بر دو جهان کرامتش

آشفته اندر این سفر نام علیست حرز دل

گو ببرند در وطن مژده ای از سلامتش

هست یدِ خدا علی ، نایبِ مصطفی علی،

لعن بخارجی کن و منکر بر امامتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳هر کرا خواندی از نکویانش
  2. شمارهٔ ۶۰۴این چه بلبل که چو گوش کند آوازش
  3. شمارهٔ ۶۰۵هر کرا بار میدهد یارش
  4. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
  5. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
  6. شمارهٔ ۶۰۸حدیثی دیگری کرده مگر گوش
  7. شمارهٔ ۶۰۹هر که سری بسر نهد یارش
  8. شمارهٔ ۶۱۰چه اختر بود طالع در شب دوش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.