پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

مغبچگان گرد مغان صف زنید

نغمه سرایید و به کف دف زنید

زاهد اگر لشکر زهد آورد

با سپه غمزه بر آن صف زنید

برهمنان را به چلیپا کشید

هم ره اسلام به مصحف زنید

خشکی تریاک سرم خیره کرد

آتش تر ساغر قرقف زنید

تکیه بر این قصر مقرنس دهید

پای بر این کاخ مسقف زنید

ساغر باده ز کف سادگان

می ز کف ترک مزلف زنید

تا که بشویی ز کثافت دهان

جامی از آن آب ملطف زنید

تا چو خضر عمر مضاعف کنید

نوبت من دور مضاعف زنید

گر ندهد ساقی میخانه می

شکوه او بر در آصف زنید

تا بدهد خلعت آشفته را

تهنیت خلعت او دف زنید

عید همایون ز قفا می‌رسد

تهنیت صاحب رفرف زنید

بار ببندید ز شیراز و باز

خیمه بر آن ارض مشرف زنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
  2. شمارهٔ ۴۰۱گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
  3. شمارهٔ ۴۰۲زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد
  4. شمارهٔ ۴۰۳مستان تو از جام ازل باده خورانند
  5. شمارهٔ ۴۰۴تا بکی راز غم عشق تو ناگفته بود
  6. شمارهٔ ۴۰۵روزگاری‌ست که افلاک به کین می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۴۰۶فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید
  8. شمارهٔ ۴۰۷از پی عقل دویدم بدبستانی چند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.