پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد

در سر هوای کعبه و دیرش کم اوفتد

از جم بیار یاد چو جام طرب کشی

کز صد هزار شاه یکی چون جم اوفتد

گر مریمی زروح قدس بارور شود

شاید که زاده اش چو تو عیسی دم اوفتد

تعویذ خط بیار بر آن لعل لب زمشک

ترسم بدست اهرمن این خاتم اوفتد

گردد مثَل به طرزِ خُوی افشانیِ رُخَت،

بر برگ لاله گر بچمن شبنم اوفتد

شاید که حور زاید چون تو پری نژاد

حور و پری که جفت بنی آدم اوفتد

گفتم رخ تو بدر و کمان ابرویت هلال

بر بدر کی هلال سیه توام اوفتد

شد عالمی خراب بجز طاق میکده

نازم بآن بنا که چنین محکم اوفتد

شادی دهر را ثمری نیست غیر غم

خرسند خاطری که قرین غم اوفتد

گر بر دلی جراحتی آید زبون شود

جز داغ عشق کاو بدرون مرهم اوفتد

جز گفته پریشان زآشفته نشنوی

چون از خیال زلف کجت درهم اوفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳مستان تو از جام ازل باده خورانند
  2. شمارهٔ ۴۰۴تا بکی راز غم عشق تو ناگفته بود
  3. شمارهٔ ۴۰۵روزگاری‌ست که افلاک به کین می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۴۰۶فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید
  5. شمارهٔ ۴۰۷از پی عقل دویدم بدبستانی چند
  6. شمارهٔ ۴۰۸تاکی کمان نماید و پیکان نهان کند
  7. شمارهٔ ۴۰۹ایدل غم عشق ریشه ات کند
  8. شمارهٔ ۴۱۰ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.