پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد

شکست شوکت دی شاخ گل ببار آمد

شکفت لاله زخاک و گرفت جام شراب

چو دید نرگس بیمار با خمار آمد

در آب میکده یا رب بگو چه اکسیر است

که هر که خورد مس او زر عیار آمد

نو از عشق در این پرده مختلف برخاست

نوا بگوش گر از چنگ و عود و تار آمد

نسیم باغ زجیب و بغل فشاند مشک

بباغ قافله پنداری از تتار آمد

در این هوا بجز از مستیش نباشد کار

بروزگار اگر مرد هوشیار آمد

بشکر وصل گل ای عندلیب نغمه طراز

که ناله های سحر گاهیت بکار آمد

نمود کشف حقایق شقایق نعمان

زعشق لاله زآغاز داغدار آمد

نرفته است زرستم بجان روئین تن

بدل هر آنچه از آن طفل نی سوار آمد

زرنگ و بوی تو گل شد زشرم غرق عرق

چها زناز تو بر سرو جویبار آمد

بنال مطرب عاشق بگلبن مجلس

چه فایده بگل ار نغمه خوان هزار آمد

بهار گلشن توحید دست حق حیدر

که از عنایت او هر خزان بهار آمد

امیر مشرق و مغرب پناه آشفته

که نه سپهر زکویش یکی غبار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲مطرب امشب راه دیگر می‌زند
  2. شمارهٔ ۴۱۳فردا که شهیدان تو در حشر بیارند
  3. شمارهٔ ۴۱۴ماه در زلف سیاهش نگرید
  4. شمارهٔ ۴۱۵کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد
  5. شمارهٔ ۴۱۶سودای زلف آن پری ما را به صحرا می‌کشد
  6. شمارهٔ ۴۱۷جهد کن جهد که تیرش ز کمان می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۴۱۸هر کرا نقش بجانست کی از دل برود
  8. شمارهٔ ۴۱۹ز نمک ندیده بودم که کسی شکر بریزد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.