پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید

نافه چین بخم زلف تو مرهون گردید

بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگ

هر کجا بود دلی از ستمت خون گردید

لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجان

بهم آویخته شد لعل تو معجون گردید

عاقلی جانب لیلی بملامت میرفت

نارسیده بدر خیمه که مجنون گردید

حسن مه کاهد چون بگذرد از چار دهش

چارده از تو شد و حسن تو افزون گردید

یک دو قطره زسرشگم بزمین جاری شد

آن یکی شط فرات آن یک جیحون گردید

زاهدار کرد بدل وصل تو با حور بهشت

در قیامت شودش فاش که مغبون گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸تاکی کمان نماید و پیکان نهان کند
  2. شمارهٔ ۴۰۹ایدل غم عشق ریشه ات کند
  3. شمارهٔ ۴۱۰ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد
  4. شمارهٔ ۴۱۱مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند
  5. شمارهٔ ۴۱۲مطرب امشب راه دیگر می‌زند
  6. شمارهٔ ۴۱۳فردا که شهیدان تو در حشر بیارند
  7. شمارهٔ ۴۱۴ماه در زلف سیاهش نگرید
  8. شمارهٔ ۴۱۵کشتن عاشق اگر عِقاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.