پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

چشمه نوش نوخطان مهر گیابر آورد

چشمه چشم عاشقان خار بلا بر آورد

چند نهیم بر زمین روی نیاز بهر او

چند بر آسمان کسی دست دعا بر آورد

گرچه ز نوگل رخش بوی وفا نمی دهد

باشد از آب چشم ما رنگ وفا بر آورد

گر بکشد ز غمزه ام غم نبود ز سر مرا

ترسم از آنکه تیغ او سر بجفا بر آورد

ایکه رقیب ما شدی گر همه بیستون شوی

تکیه مکن که آه ما کوه ز جا بر آورد

اهلی اگرچه کار دل نیست بکام از آن دهان

صبر که کار به شود کام خدا بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
  2. شمارهٔ ۵۶۷سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
  3. شمارهٔ ۵۶۸مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
  4. شمارهٔ ۵۶۹چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
  5. شمارهٔ ۵۷۰شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
  6. شمارهٔ ۵۷۱کس عشوه خونخواری او را نشناسد
  7. شمارهٔ ۵۷۲گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد
  8. شمارهٔ ۵۷۳جان هلاک از شوق و یار از دیه ما می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.