پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

وجود ما زغمت تا عدم نخواهد شد

غم تو از دل ما هیچ کم نخواهد شد

کسیکه سیر نگشت از غم تو در همه عمر

بیک دو روز دگر سیر غم نخواهد شد

به کوی مغبچه محرم کن ای فلک ما را

که کار ما بطواف حرم نخواهد شد

به هرزه چند گدازد دل رقیب از عشق

یقین که سنگ سیه جام جم نخواهد شد

چنان نهاد برین آستانه سر اهلی

که گر سرش برود یکقدم نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
  2. شمارهٔ ۵۶۸مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
  3. شمارهٔ ۵۶۹چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
  4. شمارهٔ ۵۷۰شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
  5. شمارهٔ ۵۷۱کس عشوه خونخواری او را نشناسد
  6. شمارهٔ ۵۷۲گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد
  7. شمارهٔ ۵۷۳جان هلاک از شوق و یار از دیه ما می‌رود
  8. شمارهٔ ۵۷۴در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.