پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد

بحر کرم بجوشد و کامت بر آورد

چون مرغ خانه در ته دیوار تا بکی؟

جهدی بکن که عشق بنامت بر آورد

معراج وصل اگر طلبی مست عشق باش

کاین جذبه بر فلک بدو گامت بر آورد

ساقی بدان امید شدم خاک ره که بخت

کام دلم ز جرعه جامت بر آورد

ترسم که گرد از من و از روزگار من

سرو بلند فتنه خرامت برآورد

از زلف تست ماهی دل غراق بحر خون

باشد که سر بحلقه دامت بر آورد

اهلی بعشق کشته شدن بی گناهی است

همت بر آن گمار که نامت بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
  2. شمارهٔ ۵۷۵چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
  3. شمارهٔ ۵۷۶زلف قلابش ز کف دل‌ها چو ماهی می‌برد
  4. شمارهٔ ۵۷۷گرسنه شرح زخمت گوید گنه ندارد
  5. شمارهٔ ۵۷۸فلک که مشعل مهرش زبام میسوزد
  6. شمارهٔ ۵۷۹روی نیاز ما همه دم بر زمین بود
  7. شمارهٔ ۵۸۰کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود
  8. شمارهٔ ۵۸۱روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.