پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۸

فلک که مشعل مهرش زبام میسوزد

زرشگ صحبت رندان مدام میسوزد

فروغ مشعل دولت چو برق در گذرست

چراغ گوشه نشین صبح و شام میسوزد

دلا بچرب زبانی خیال وصل مپز

که شمع مجلس ازین فکر خام میسوزد

اگر عزیزم اگر خوار بگذرم زین در

که خار و گل همه آنجا تمام میسوزد

فروغ حسن جهانسوز او بین اهلی

مپرس کز دل و جانت کدام میسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۰کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود
  2. شمارهٔ ۵۸۱روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود
  3. شمارهٔ ۵۸۲بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
  4. شمارهٔ ۵۸۳شام غم دل‌خستگان را بی‌تو جان بر لب رسد
  5. شمارهٔ ۵۸۴از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
  6. شمارهٔ ۵۸۵امید وصالت فرح جان حزین بود
  7. شمارهٔ ۵۸۶عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
  8. شمارهٔ ۵۸۷ای کرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.