پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۲

بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد

تو مگر بجان در آیی که کسی قرار گیرد

تو چنین بخون عاشق چو می شبانه نوشی

بصباح حشر ترسم که ترا خمار گیرد

بکشی به جورم آنگه بکشی به دار عبرت

بتوهر که عشق ورزد زمن اعتبار گیرد

تو بلطف آب خضری من اگر چه تشنه سوزم

نزنم نفس مبادا که دلت غبار گیرد

مژه را گشاد اهلی ندهد بگریه لیکن

چکند که سیل خون را سر ره بخار گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۴از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
  2. شمارهٔ ۵۸۵امید وصالت فرح جان حزین بود
  3. شمارهٔ ۵۸۶عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
  4. شمارهٔ ۵۸۷ای کرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
  5. شمارهٔ ۵۸۸کی سگت از استخوان من شکار من شود
  6. شمارهٔ ۵۸۹نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
  7. شمارهٔ ۵۹۰یارم به چوگان باختن چون رو به میدان می‌نهد
  8. شمارهٔ ۵۹۱افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.