پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

عمرم بآه و ناله و فریاد می رود

عمر عزیز من همه بر باد میرود

شیرین نماند و شوری خسرو که ظلم کرد

روز قیامت از دل فرهاد میرود

در هر قدم هزار گرفتار در رهند

وان سرو ناز از همه آزاد میرود

غم نیست گر به بستر مرگم ز هجر او

در این غمم که مدعی ام شاد میرود

یادم کجا کند که اسیران درد او

چندان بود که درد من از یاد میرود

با سیل گریه خانه در آن کوی چون کنم؟

کانجا هزار خانه ز بنیاد میرود

اهلی که شد بآتش آه از جهان برون

از جور دوست باعلم داد میرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸کی سگت از استخوان من شکار من شود
  2. شمارهٔ ۵۸۹نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
  3. شمارهٔ ۵۹۰یارم به چوگان باختن چون رو به میدان می‌نهد
  4. شمارهٔ ۵۹۱افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
  5. شمارهٔ ۵۹۲چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد
  6. شمارهٔ ۵۹۳تا من از مادر نزادم غم که زاینده شد
  7. شمارهٔ ۵۹۴چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد
  8. شمارهٔ ۵۹۵با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.