پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

تا من از مادر نزادم غم که زاینده شد

تا نمیرم آتش دوزخ نخواهد زنده شد

کی ببوی وصلت از باد هوا خواهد شکفت

غنچه دل کز نهال زندگی بر کنده شد

عیب من کرد آنکه حسنت پرده جانش درید

پیش یوسف مدعی از دست خود شرمنده شد

تا نیفتد پرتو خورشید همت بر یکی

سایه اش بر کس نخواهد چون هما فرخنده شد

شد بدرویشی قبول بندگی اهلی ز دوست

نیکبخت اینجا کسی باشد که بی زر بنده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
  2. شمارهٔ ۵۹۶بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد
  3. شمارهٔ ۵۹۷شانه می‌خواهم که دم زان کاکل پُرخم زند
  4. شمارهٔ ۵۹۸عیب دلم کند آن کز دل خبر ندارد
  5. شمارهٔ ۵۹۹عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
  6. شمارهٔ ۶۰۰تا یوسفش چاکی چو گل در جیب پیراهن نشد
  7. شمارهٔ ۶۰۱هر که فکر از برق آه عاشق مسکین کند
  8. شمارهٔ ۶۰۲خوش روزگار وصل که ما را دویی نبود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.