پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

هر که فکر از برق آه عاشق مسکین کند

تکیه کی بر بیستون چون صورت شیرین کند

گر ز ناکامی بپای شمع خود پروانه سوخت

کام او این بس که شمعش گریه بر بالین کند

کی دعا فریادرس گردد چو دشمن گشت دوست

گر دعا گوید مسیح و جبرییل آمین کند

باز میخواهد که گردد مهربان با ما ولی

چرخ بد مهر از حسد مشکل که ترک کین کند

راست میگوید که حدم نیست وصل اما چه شد

گر به پیغام دروغی خاطرم تسکین کند

دعوی معجز کند همچون مسیحا شیخ شهر

گر حدیثی از لب او مرده را تلقین کند

وصف رخسار بتان نازکتر از اهلی که کرد؟

بلبلی باید که وصف لاله و نسرین کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد
  2. شمارهٔ ۶۰۴چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۶۰۵بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
  4. شمارهٔ ۶۰۶شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
  5. شمارهٔ ۶۰۷قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
  6. شمارهٔ ۶۰۸رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
  7. شمارهٔ ۶۰۹تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
  8. شمارهٔ ۶۱۰گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.