پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۴

چو نافه تا جگرم غرق خون نخواهد شد

خیال خال تو از دل برون نخواهد شد

جفا بر اهل محبت ز گردش فلک است

فلک بطالع ما واژگون نخواهد شد

بروزگار شدم بت پرست و توبه ز عشق

بروزگار شود هم کنون نخواهد شد

مباد کز سر کویت روم و گر بروم

بغیر بخت بدم رهنمون نخواهد شد

چو لاله ظاهر حالم بجرعه یی خوش کن

اگر چه مرهم زخم درون نخواهد شد

اگر چه باد فنا بیستون ز جای برد

غبار کوهکن از بیستون نخواهد شد

به زخم هجر نهادیم همچو اهلی دل

طمع ز وصل بریدیم چون نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۶شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
  2. شمارهٔ ۶۰۷قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
  3. شمارهٔ ۶۰۸رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
  4. شمارهٔ ۶۰۹تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
  5. شمارهٔ ۶۱۰گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
  6. شمارهٔ ۶۱۱منت قتل از رقیبم باز می باید کشید
  7. شمارهٔ ۶۱۲باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
  8. شمارهٔ ۶۱۳دل ز جور فلک بجان آمد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.