پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۳

دل ز جور فلک بجان آمد

بفلک بر نمی توان آمد

تا حدیثت شنید عیسی دل

بزمین باز از آسمان آمد

هر کجا جرعه تو ریخت بخاک

مرده را آب در دهان آمد

زان دهان میرسم بکام آخر

اینم از غیب بر زبان آمد

قصه از حد گذشت و کار از صبر

اهلی القصه در فغان آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۵گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
  2. شمارهٔ ۶۱۶هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
  3. شمارهٔ ۶۱۷کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
  4. شمارهٔ ۶۱۸مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
  5. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
  6. شمارهٔ ۶۲۰جان به فکر جهان نمی‌ارزد
  7. شمارهٔ ۶۲۱از تماشای تو کس منع دل ما نکند
  8. شمارهٔ ۶۲۲گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.