پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۹

گرچه با روی نکو خوی نکو می باید

عاشقان را ز بتان تندی خو می باید

چند کوشیم و نبخشد لب او آب حیات

کوشش ما چکند بخشش از او می باید

نه که هر سرو قدی دل برد از دست کسی

سرو سیمین بدنی غالیه مو می باید

گوشه چشم من ای سرو سهی مایل توست

منزل سرو سهی بر لب جو می باید

تا تو در معرکه یی در پی چوگان بازی

سر ما در پی چوگانت چو گو می باید

احتراز تو ز من چیست بگفتار رقیب

احتراز از سخن بیهده گو می باید

اهلی از لعل تو گر میطلبد آب حیات

تا بود زنده چو خضرش تک و پو می باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۱از تماشای تو کس منع دل ما نکند
  2. شمارهٔ ۶۲۲گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
  3. شمارهٔ ۶۲۳بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
  4. شمارهٔ ۶۲۴جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید
  5. شمارهٔ ۶۲۵جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد
  6. شمارهٔ ۶۲۶دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
  7. شمارهٔ ۶۲۷مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
  8. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.