پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید

چشم خود در کف دست دگران نتوان دید

کامم این بس که نگاهی کنمت در گذری

بیش ازین کام ز عمر گذران نتوان دید

از رقیبان مشنو لاف خریداری خود

کاین بصارت ز چنین بی بصران نتوان دید

گنج مهری که بر او لاله صفت مهر وفاست

جز بویرانه خونین جگران نتوان دید

خبر از سوز محبت دل پروانه دهد

جز دل افسردگی از بی خبران نتوان دید

سر این نکته که شد آب حیات آن لب لعل

تا نکردند گل کوزه گران نتوان دید

عیب یعقوب مکن کانچه ز یوسف او یافت

بخدا کز رخ دیگر پسران نتوان دید

خضر اگر ز آب بقا سیر شود نیست عجب

سیری اما ز لب سیمبران نتوان دید

اهلی آن شیوه که دل می برد از اهل نظر

جز بچشم دل صاحب نظران نتوان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
  2. شمارهٔ ۶۲۷مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
  3. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
  4. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
  5. شمارهٔ ۶۳۰حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
  6. شمارهٔ ۶۳۱بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
  7. شمارهٔ ۶۳۲گرچه اشک من خبر از بی‌گناهی می‌دهد
  8. شمارهٔ ۶۳۳در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.