پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۳

در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد

کیست کز رهگذر عمر بلایی نکشد

کی گشاید دل من تا ز میان چو تویی

نگشاید کمر و بند قبایی نکشد

تشنه وصل تو ای چشمه خضریم ولی

تا نصیبی نبود کار بجایی نکشد

ایکه آسوده دلی بر دل ما نیش مزن

که جفایی نکند کس که سزایی نکشد

اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دل

چکند گر نزند گامی و پایی نکشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۵گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند
  2. شمارهٔ ۶۳۶به هر ناجنس چون طوطی دل ما کی سخن دارد
  3. شمارهٔ ۶۳۷لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود
  4. شمارهٔ ۶۳۸با من رقیب دون کسی از همدمی نشد
  5. شمارهٔ ۶۳۹ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد
  6. شمارهٔ ۶۴۰چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
  7. شمارهٔ ۶۴۱گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
  8. شمارهٔ ۶۴۲در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.