پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۹

ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد

ما را بگوشه نظری احتیاج داد

جام جم از حقیقت لعلت خبر نداشت

عشقم نشان بجوهر جام زجاج داد

جانم نماند هیچ تو دانی و تن دگر

تا کی توانم از ده ویران خراج داد

من خسته حریصم و جویم شراب وصل

دلبر طبیب حاذق و صبرم علاج داد

ساقی بیا که رونق ازین بزم رفته بود

اهلی دگر بگوهر نظمش رواج داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۱گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
  2. شمارهٔ ۶۴۲در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
  3. شمارهٔ ۶۴۳ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
  4. شمارهٔ ۶۴۴نسیم باد بهارم بهوش می آرد
  5. شمارهٔ ۶۴۵رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
  6. شمارهٔ ۶۴۶سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
  7. شمارهٔ ۶۴۷من که بیهوشم از او مست شرابم می‌کنید
  8. شمارهٔ ۶۴۸من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.